دختر تنهای شب

فاصله ها


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 19:4  توسط آرزو  | 

تو را ...




تــــــو را مَـטּ "تـــــــو" کـــردم...

وگرنــه کــلمه "او" هــم زیــادَت بــود...

واســه مَـטּ شــما،شــما نکـטּ...


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:20  توسط آرزو  | 

دوست دارم هایت را...


دوستـتـ دارم هایتـ را

لوله کردمـ و پیچیدمـ

تـو سیگارم اتش زدمـ و دودشان کـردمـ
.
.
.
چون خنـده دارهـ...: )

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:18  توسط آرزو  | 

پسرایی ک...




این  پسرایی كه ته ریش دارن

اینایی كه باشگاه نرفتن و هزار تا قرص و آمپول نزدن

اینایی كه زیر ابرو بر نداشتن

اینایی كه قدشون نه خیلی بلنده نه كوتاه

اینایی كه موهاشون نه بلنده نه بلوند

اینایی كه واسه جلب توجه دخترا تو خیابووون هزارتا دلقك بازی در نمیارن

اینایی كه وقتی كه تو كوچه تاریك دختر از روبرو بیاد سرشونو پایین میندازن

تا دختره احساس آرامش كنه

اینایی كه تو تاكسی جمع میشینن تا دختره راحت باشه

اینایی كه تك پرن

:. به خاطر سلامتیشون لایک کن

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:17  توسط آرزو  | 

حـســرت!



حســــــرت!
یعنی رو به رویــــــــم نشسته ای
و باز خیســـــی چشمـــانـــم را،
آن دستمال خشک بی احساس پاک کنـــــد
حســــــرت!
یعنی شانه هایت دوش به دوشـــــــم باشد
اما نتوانــــم از دلتنگی به آن پناه ببـــــــرم
حســــــرت!
یعنی تــــو که در عین بـــــــــودنت
داشتنت را آرزو می کنــــــــم…!






+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:5  توسط آرزو  | 

تنهایی...






تـَـخــتـے ڪہ هـَـر شـَـبــ،‬‬

تــنــهــا
؛
بــا یــاנِ کــســے روش بــخوابـے،

تـَـخــتـــ نـیسـ ــتــ…

تــابــوتــه

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 16:54  توسط آرزو  |